اطلاع از اتفاقات روزمره

یکی از انتظارات همسران نسبت به هم آگاهی کامل از کوچکترین و حتی بی ارزش ترین مسائل همدیگه است.

هنگامی که اتفاقی رخ می دهد و یکی از طرفین متوجه میشود از آن مساله بی اطلاع بوده هزاران سوال بی جواب در ذهنش نقش می بندد.

اگر روزی مرد به اتفاق همکارانش به رستوران رفته باشد و عمدا و یا سهوا فراموش کرده باشد به همسرش بگوید و چند روز بعد این مساله را کس دیگری به هر شکل (چه شوخی و چه جدی و یا چه از روی خیر خواهی و یا بدخواهی) به گوش همسر برساند آنگاه است که دلایل منطقی و تمام مستندات مرد مورد قبول واقع نشده و علت این کتمان و بی خبری علامت سوال بزرگی در ذهن زن بوجود می آورد.

و برعکس همین موضوع اگر زن چیزی را دانسته یا نادانسته از شوهرش مخفی کند و شوهرش بعده ها به آن پی ببرد در گام اول هیچ دلیلی منطقی نخواهد بود.

پس همه ما باید بدانیم که صداقت بهترین پیشگری نسبت به درمان بی اعتمادیست.

اگر هر موضوعی در کمترین زمان بعد از اتفاق افتادنش به گوش فرد مهم زندگیمان آن همه توسط خودمان رسانیده شود هم از بسیاری از سوتفاهم ها کاسده می شود و هم باعث خوشنودی همسرمان می شویم.

چون این خود ما بوده ایم که ماجرا را صادقانه بازگو کرده ایم جایی برای تفکرات منفی باقی نمیگذاریم.

اینگونه اتفاقات در طول روز گاها بارها و بارها اتفاق می افتد ، از مزاحمت های تلفنی و خیابانی گرفته یا ملاقات با همکاران قدیمی خانم و آقا.

بهتر است برای شفاف سازی هر چه بهتر و بیشتر با به دست آمدن اولین فرصت اتفاقاتی که در طول روز برایمان بوقوع پیوسته و میدانیم که ندانستن آن در آینده برای همسرمان حساسیت بوجود می آورد بازگو کنیم.

/ 0 نظر / 8 بازدید